به گزارش باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، شیخ محمد کفشدار روحانی، از موثقین اهل منبر مشهد، از دوست خود نقل کرد که گفت: هنگام تحویل سال نو، در حرم مطهر حضرت رضا (ع) بودم، با وجود تنگی جا، در پهلوی خود جوانی را دیدم که به زحمت نشسته است، به من گفت: هر چه می‌‎خواهی از این بزرگوار بخواه، من چون او را جوان متجددی دیدم، خیال کردم او از روی استهزا این حرف را می‎‫زند، سپس گفت: خیال نکن که من از روی بی‎‫اعتقادی این حرف را زدم، حقیقت همین است؛ زیرا از این بزرگوار معجزه بزرگی دیده‫‎ام، بعد شروع کرد به شرح آن معجزه.‬‬‬‬‬‬‬‬‬

گفت: من اهل کاشمر هستم و پدرم در آنجا به من کم مرحمتی می‫‎کرد؛ لذا بی‎‫اجازۀ او پیاده به قصد زیارت این بزرگوار به مشهد مقدس آمدم و چون نمی‎‫دانستم کجا بروم و کسی را هم نمی‎‫شناختم، یکسره به حرم مطهر مشرف شدم و زیارت کردم‫؛ ناگهان در بین زیارت، چشمم به دختری افتاد که با مادر خود به زیارت آمده بود، عاشق و فریفته او شدم و سپس کنار ضریح آمدم و از حضرت آن ازدواج با دختر را طلب کردم.

مدتی با حضرتش درد و دل کردم و ناگهان صدا بلند شد که: «أیّها المسلمون فی أمان اللّه» می‎‫خواستند درِ حرم را ببندند. من هم از حرم بیرون شدم و جلو کفشداری دیدم فقط کفشهای من باقی مانده و یک نفر هم جلو کفشداری ایستاده است. مرا که دید، صدایم زد و گفت: نصراللّه کاشمری تو هستی؟ گفتم: بله. گفت: شما را خواسته‎‫اند؛ با من بیا، من گمان کردم از طرف پدرم به دنبالم آمده‎‌اند، اما وقتی وارد خانه شخص شدیم، صاحب‌خانه با برادر همسرش صحبت می‫‎کرد و می‎‫گفت: امروز خواهر و خواهرزاده‫‎ات به حرم رفته بودند و من خوابیدم، خواب دیدم کسی به سراغم آمد و گفت: حضرت رضا (ع) شما را می‎‫طلبد، رفتم و دیدم حضرت در ایوان روی قالیچه‎‫ای نشسته است و فرمود: این میرزا نصراللّه دختر تو را دیده و او را از من می‎‫خواهد، حال تو دخترت را به او تزویج کن؛ من چون از خواب بیدار شدم، فرستادم جلو کفشداری او را پیدا کنند و اکنون او را به نزد من آورده‫‎اند. نظر شما در مورد این قضیه چیست؟ برادر همسرش گفت: وقتی حضرت رضا (ع) امر فرموده‎اند، من چه بگویم؟! چنین شد که آن مرد دخترش را به من تزویج کرد و شکر خدا من به وصالم رسیدم. این است که می‫‎گویم هر چه می‎‫خواهی از این بزرگوار بخواه. (‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬کرامات رضویه، ج1، ص110؛ علی ‌اکبر مروّج)

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن        که خواجه خود روش بنده‎‫‎پروری داند‬‬‬

منبع:تسنیم