|
از گفتن عیب دگران بسته دهان باش ازخوبی خود عیب نمای دگران باش
.............. در آفتاب قیامت نمی کشی آزار اگر برهنه تنی را قبا ب..وشانی ................. گر ندارند صفا با تو زناصافی توست صاف شو با همه تا صاف ببینی همه را ................ از مرگ میندیش وغم رزق مخور کاین هردوبه وقت خویش ناچار آید ................ از مردمک چشم بباید آموخت دیدن همه کس را وندیدن خود را .............. با مردم زمانه سلامی و والسلام تا گفته ای غلام تو ام می فروشدت زن بسان گل بوددرباغ گلزار جهان مرداو اندر مثل باشد چومرد باغبان
باغبان باید که دیواری کشد بر دورباغ تاگلش ایمن شوداز دستبرد این وآن مردهم باید ب.وشاندبزن زیب حجاب گر بخواهداو بودهمواره درامن وامان ورنه می بایدبه بیند بادوچشم خویشتن غنچه ناموس خود رادرکف بیگانگان باتو گویم که چیست غایت حلم هرکه زهرت دهد شکر بخشش
کم مباش از درخت سایه فکن هر که سنگت زند ثمر بخشش با موی سفید و روسیاهی چکنم با بار گناه و بی ..ناهی چکنم
گر دست مرا علی نگیرد فردا آن روز به درگاه الهی چکنم بی زن بسر مبرکه به تحقیق در جهان بنیاد زندگی ز زن اینگونه متقن است گیری اگر زنی وزنت بچه آورد زآن نور چشم چشم تو پیوسته روشن است زن فی المثل گل است وهر آنکس که زن گرفت پیوسته صحن خانه به چشمش چه گلشن است از خرج زن نمی کنداندیشه هیچگاه آنکس که متکی به خدای مهیمن است مردی که دور ماند ز زن کوره مهن آبش کند اگر چه به سختی چو آهن است در کار ازدواج مزایا و سود هاست گز شرح و بسط جمله زبان من الکن است بشنو از چادر که در توصیف زن تارپودش با تو می گویدسخن
درکلاس حفظ وتقوا وشرف دختران درند وچادر چون صدف بهترین سرمایه زن چادر است شیوه زهرا وزینب چادر است حفظ چادر حافظ ناموسهاست پاسدار حیله چاسوسهاست حفظ چادر نص قرآن مجید قفل جنت را بود تنها کلید حفظ چادر سدفحشا می شود رو سفیدی نزد زهرا می شود |
|